نسل جوان هر دو قهرمانی فرانسه را به چشم دیدهاند؛ قهرمانی ۱۹۹۸ با درخشش زینالدین زیدان، و قهرمانی دوباره در سال ۲۰۱۸، حتی این احتمال وجود دارد که سومین قهرمانی فرانسه در جام جهانی ۲۰۲۶ رقم بخورد.
فرانسه میتوانست جامهای بیشتری هم داشته باشد؛ در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۲۲ تا فینال پیش رفت، اما هر دو بار در ضربات پنالتی برابر ایتالیا و آرژانتین شکست خورد و جام را از دست داد.
پرسش اصلی این است؛ در دورانی که تیمهای ملی بهسختی میتوانند خودشان را در سطح اول فوتبال جهان حفظ کنند، چگونه فرانسه طی حدودا ۳۰ سال چهار بار به فینال جام جهانی رسیده و حالا این شانس را دارد که برای پنجمین بار به فینال برسد و حتی جام را از آن خود کند؟
سرمایهگذاری روی فوتبال پایه
در گذشته، فوتبال فرانسه بیشتر به ظهور نسلهای مقطعی وابسته بود. یک نسل میآمد و تیم را به موفقیت میرساند، اما بعد از آن دوباره افت و نوسان شروع میشد و سیستم مشخصی برای تولید مداوم بازیکن وجود نداشت.
از یک جایی به بعد، نگاه فوتبال فرانسه تغییر کرد. تصمیم گرفتند روی ساختن استعدادها تمرکز کنند. در همین مسیر بود که آکادمیهایی مثل کلرفونتن (آکادمی ملی فوتبال فرانسه که بسیاری از بازیکنان آنجا پرورش پیدا میکنند) اهمیت پیدا کردند.
این تغییر باعث شد فوتبال فرانسه به مرور وارد یک چرخه پایدار شود؛ چرخهای که در آن تولید بازیکن منظم شد، وابستگی به یک نسل خاص کمتر شد و نسل جدیدتر، قبل از افت نسل قبلی آماده ورود به زمین مسابقه است.
در همین جام جهانی 2026، حدود ۷۵ بازیکن متولد فرانسه برای دیگر تیمهای ملی (عمدتا آفریقایی) بازی میکنند؛ آماری که نشان میدهد فرانسه عملاً به یک کارخانه جهانی استعداد تبدیل شده است.
مهاجرت؛ سوخت اصلی فوتبال فرانسه
بخش بزرگی از بازیکنان فوتبال فرانسه، بهخصوص در نسلهای اخیر، ریشه در خانوادههای مهاجر دارند؛ عمدتاً از شمال و غرب آفریقا مثل الجزایر، مراکش، تونس، سنگال، ساحل عاج و کنگو. این تنوع باعث شد فوتبال فرانسه به یک شبکه گسترده از استعدادهای خام دسترسی داشته باشد.
اما نکته مهمتر این است که این مهاجرت سبک فوتبال فرانسه را هم تغییر داده. تنوع ژنتیکی، ترکیب فیزیک، تکنیک و سبکهای مختلف عملکردی باعث شد نسلهای جدید بازیکنان، کاملتر و چندبعدیتر رشد کنند.
در واقع فوتبال فرانسه تبدیل شد به محصول چند فرهنگ مختلف که در یک سیستم واحد رشد میکنند.
دشان؛ عامل ثبات
دیدیه دشان از سال ۲۰۱۲ هدایت تیم ملی فرانسه را بر عهده دارد؛ حضوری طولانی که در فوتبال ملی مدرن تقریباً یک استثنا محسوب میشود. با وجود تغییر بازیکنان، یک «هسته ثابت در مدیریت تیم» حفظ شده است.
دیدیه دشان در مصاحبه با فیفا درباره دوران طولانی حضورش روی نیمکت فرانسه میگوید:
«تیم ملی فرانسه بخش بزرگی از زندگی حرفهای من را ساخته است؛ در مجموع ۲۵ سال، ۱۱ سال بهعنوان بازیکن و ۱۴ سال بهعنوان مربی. این بهترین چیزی است که برای من اتفاق افتاده است.»
و در ادامه تأکید میکند:
«من واقعاً فکر نمیکنم چیز بهتری از قهرمان جهان بودن وجود داشته باشد.»
عمق نیمکت فرانسه؛ تیمی با دو ترکیب اصلی!
در فرانسه، تعویضها اغلب فقط «تغییر نام» هستند. فاصله بین بازیکن اصلی و ذخیره در بسیاری از پستها کم است. دیدیه دشان، سرمربی فرانسه در جریان بازی دستش واقعاً باز است. میتواند ریتم را عوض کند، سبک بازی را تغییر دهد یا حتی ساختار تیم را بدون نگرانی از افت کیفیت بازسازی کند.
در تورنمنتهای کوتاه و فشرده مثل جام جهانی، این ویژگی یک مزیت حیاتی است. تیمی که بتواند ۲۳ یا ۲۶ بازیکن همسطح داشته باشد، عملاً در هر بازی چند انتخاب تاکتیکی بیشتر از حریف دارد.
در چنین چارچوبی، سوال اصلی این است که چه تیمی میتواند جلوی این چرخه پایدار را بگیرد؟