ایران با کسب سه تساوی از جام جهانی 2026 حذف شد و به مرحله حذفی راه پیدا نکرد. در این مطلب قصد دارم عملکرد تیم ایران را بررسی کنم. نه موافق نقد تماما مثبت ونه موافق نقد صرفا منفی ایران هستم. متاسفانه تحلیلگرهای فوتبال ایران پس از کسب موفقیت، چشم بر روی جنبههای منفی میبندند و نقدهای مثبت میکنند. و در صورت شکست و عدم کسب نتیجه مناسب، چشم بر روی نقاط قوت میبندند و نقدهای منفی میدهند. به عبارتی اگر ایران با همان نمایش و عملکرد ضعیف اما از سد نیوزیلند میگذشت، احتمالا نقدها مثبت میشد. به نظر من، تحلیلگر قبل از هر چیزی باید احساسات خودش را کنترل کند و آنها را در مدل تحلیل دخیل نکند.
بلوغ ایران در برابر مصر
روند تیم ایران در این جام نشان داد که تیم بهصورت تدریجی و بازی به بازی به بلوغ تاکتیکی رسید. نبود بازیهای دوستانه باکیفیت پیش از آغاز مسابقات، باعث شد اولین دیدار برابر نیوزیلند عملاً بخشی از فرآیند آمادهسازی تیم باشد. کادر فنی در آن مسابقه شناخت دقیقتری از عملکرد بازیکنان در شرایط رقابتی پیدا کرد و همین تجربه، زمینهساز اصلاحات تاکتیکی و بهبود نمایش ایران در ادامه رقابتها شد. از سوی دیگر تطبیق پذیری بدن فوتبالیستها در جغرافیای امریکا احتیاج به زمان داشت و ایران در برابر نیوزیلند هنوز به تطبیق پذیری کافی نرسیده بود.
فقط یک گلوله دارید!
فرض کنید وسط جنگل هستید و یک خرس وحشی به سمتتان حمله میکند. فقط یک تفنگ دارید و داخلش هم فقط یک گلوله. توی این شرایط، جای اشتباه نیست؛ آن یک گلوله باید دقیقترین تصمیم ممکن باشد.
ایران هم تقریباً با همین شرایط وارد جام جهانی ۲۰۲۶ شد. به خاطر نداشتن بازیهای دوستانه، کادر فنی فرصت کافی برای امتحان کردن ایدهها و شناخت دقیقتر بازیکنان را نداشت. یعنی از همان اول مشخص بود که دیگر جایی برای آزمون و خطا باقی نمانده.
با این حال، یکی از تصمیمهایی که خیلی عجیب به نظر رسید، استفاده از آریا یوسفی در پست وینگر بود. یوسفی ذاتاً مدافع کناری است؛ بازیکنی که کارش پوشش دفاعی، دوئلهای یکبهیک و حمایت از حمله از عقب زمین است، در حالی که ایران چند وینگر تخصصی هم در لیست داشت اما یوسفی در این پست قرار گرفت. یوسفی بین دو نیمه تعویض شد و دیگر هم در ادامه تورنمنت به میدان نرفت.
یک تصمیم بحثبرانگیز دیگر هم نیمکتنشینی حسین کنعانی در بازی اول بود. در اولین بازی مهمترین تورنمنت فوتبالی. تغییر در چنین پست حساسی، آن هم بدون آزمون قبلی، ریسک بزرگی داشت.
در مورد شهریار مغانلو هم همین داستان وجود داشت. بازیکنی که در آخرین لحظات به لیست اضافه شده بود، دقایق زیادی برای ایران بازی کرد. در مقابل، بازیکنانی مثل مهدی قائدی و مهدی ترابی که میتوانستند در حمله، خلاقیت و برتری فردی ایجاد کنند، فرصت زیادی برای بازی پیدا نکردند؛ تصمیمی که با توجه به نیاز تیم به خلاقیت در فاز هجومی، جای سؤال داشت.
در نهایت، شاید بشود تکتک این تصمیمها را جداگانه توجیه کرد، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری میسازند از تیمی که مهمترین بازی را هم صرف امتحان کردن ایدههایی کرد که ریسک بالایی داشتند. چون وقتی فقط یک گلوله داری، دیگر جایی برای شلیک آزمایشی وجود ندارد.
دفاع هیبریدی
در برابر بلژیک و مصر، ایران از یک مدل جالب و نسبتاً مدرن در ساختار تیمی استفاده کرد؛ چیزی شبیه به یک فورمیشن هیبریدی که بسته به فاز بازی مدام تغییر شکل میداد و به نظر من نکات قابل توجهی داشت.
بهخصوص در بازی برابر بلژیک، این تغییر شکلها کاملاً قابل مشاهده بود. ایران در فاز دفاعی گاهی با سه مدافع عقب زمین قرار میگرفت، اما در لحظاتی که تیم تحت فشار قرار میگرفت، این ساختار به پنج مدافع تبدیل میشد و در بعضی صحنهها حتی با عقبنشینی دیگر بازیکنان، عملاً یک خط شش نفره در فاز دفاعی شکل میگرفت.
نکته مهم این بود که این تغییرات بر اساس جریان بازی اتفاق میافتاد. یعنی ایران تلاش میکرد بسته به فشار حریف، تعداد بازیکنانش در خطوط مختلف را تنظیم کند؛ هم برای بستن فضاهای مرکزی و هم برای کنترل کنارهها.
در فاز حمله هم این ساختار ثابت نمیماند. با بالا آمدن فولبکها و حرکت هافبکها به نیمفضاها، ایران گاهی شکل کاملاً متفاوتی به خود میگرفت و از یک آرایش محتاطانه به یک ساختار تهاجمیتر تبدیل میشد. همین نوسان بین فاز دفاعی و هجومی، باعث میشد خواندن بازی ایران برای حریف سختتر شود.
در واقع، چیزی که ایران در این دو بازی نشان داد، تیمی بود که سعی میکرد در لحظه شکلش را تغییر بدهد.
البته نکته مهم اینجاست که چنین ساختاری اگرچه جذاب و پیشرفته به نظر میرسد، اما به شدت وابسته به هماهنگی بازیکنان و درک مشترک از فضاهاست. چون هر چقدر هم ایده خوب باشد، اگر زمانبندی جابهجاییها دقیق نباشد، همان انعطاف میتواند تبدیل به آشفتگی شود.
در مجموع، ایران در این دو بازی نشان داد که به سمت استفاده از یک ساختار هیبریدی حرکت کرده؛ ساختاری که هم میتواند تیم را در فاز دفاعی فشرده و منظم نگه دارد، و هم در فاز حمله اجازه تغییر شکل و ایجاد برتری عددی بدهد. این بخش از عملکرد تیم، بدون شک یکی از نقاط قابل توجه و قابل بحث تاکتیکی ایران در این تورنمنت بود.
مدل فوتبال
نقد بزرگی که به کارلوس کیروش میشود این است که برای 8 سال مدلی از فوتبال دفاعی و اتوبوسی را در ایران اجرا کرد. پرسش اصلی این باید باشه، هدف تیم ملی در 20 سال اخیر چه بوده؟ دو پاسخ داریم اول قهرمانی و یا دست کم رسیدن به فینال در بازیهای جام ملتهای آسیا و دوم صعود از مرحله گروهی جام جهانی و البته یک پاسخ دیگر هم اهل فن دارن و آن این است که استراتژی که تیم ملی برای فوتبالش انتخاب میکند روی مدل بازیهای لیگ ایران و گزینش استعدادها و ترانسفر لژیونر هم تاثیر میگذارد.
فرض را بر این بگیریم که فوتبال تهاجمی از فوتبال تدافعی بهتر است. آیا ایران میتواند با فوتبال هجومی به اهدافش برسد؟! پاسخ منفی است. بازیکنان ایرانی در مقایسه با فوتبالیستهای تراز اول دنیا، به دلایل مختلف از جمله عدم وجود سخت افزار مناسب، ژنتیک، مدل آموزش و فرهنگ فوتبالی، ضعف تکنیک دارند. جملهای که اسکوچیچ بیان کرد، و به دلیل همین جمله شانس حضور روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی 2022 را از دست داد.
وظیفه سرمربی تیم ملی نیست که تصمیم بگیرد فوتبال را هجومی یا دفاعی بازی کند، این وظیفه مدیران و تصمیم گیرندگان فوتبال ایران است که بستری فراهم بکند که فوتبال پتانسیل این را داشته باشد که به هر سمت و سویی که بخواهد سوق پیدا کند.
قلعه نوعی با تیم ملی ایران چارهای جز مدل فوتبال دفاعی و استفاده از توپهای بلند نداشت، ولی مشکل اینجا بود که روز بازی با نیوزیلند ما روی مدل فوتبال مالکانه اصرار کردیم و ناتوان بودیم.
درباره نویسنده (ساسان زلقی)
ساسان زلقی از آنالیزورهای فوتبال است که چندین سال در لیگهای ایران بهعنوان تحلیلگر فنی فعالیت داشته است. او در این مدت تجربه عملی در تحلیل تاکتیکی تیمها و ارزیابی عملکرد بازیکنان کسب کرده است.
در کنار فعالیت میدانی، سالها به مطالعه و پژوهش در فوتبال مدرن پرداخته و تمرکز اصلی او بر درک عمیقتر ساختارهای تاکتیکی و فازهای مختلف بازی بوده است. همچنین در حوزه مشاوره فوتبالی نیز فعالیت دارد و به بازیکنان در مسیر پیشرفت فردی و تصمیمگیری حرفهای کمک میکند.
برای مطالعه تحلیلهای کاملتر، مشاهده ویدیوهای آنالیز تاکتیکی و بررسی جزئیات بازیهای تیم ملی و فوتبال روز دنیا، میتوانید به وبسایت و آکادمی تحلیل فوتبال ساسان زلقی (Sasan Zalaghi Academy) مراجعه کنید:
در این مجموعه، تمرکز اصلی بر تحلیل ساختاری بازی، تاکتیکهای مدرن، و بررسی عملکرد تیمها در سطح حرفهای و بینالمللی است.